چند عکس از ایت الله انصاری همدانی در ایام جوانی ومیانسالی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٧/۱٩   کلمات کلیدی: چند عکس از ایت الله انصاری همدانی در ایام جوانی وم ،عارف کامل ایت الله انصاری همدانی ،استاد کریم محمود حقیقی شاگرد ایت الله نجابت ،ایت الله انصاری ایت الله قاضی عشق به خدا عشق خدا

ایت الله انصاری همدانی ره

ایت الله انصاری همدانی ره در حال نماز جماعت

بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی استاد کریم محمود حقیقی

:ostad-haghighi.com


عکس ایت الله قاضی وچندین ازشاگردانش
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٧/۱٩   کلمات کلیدی: عکس ایت الله قاضی وچندین ازشاگردانش ،عارف کامل ایت الله انصاری هدانی ،ایت الله قاضی ،عکس ایت الله نجابت ره

ostad-haghighi.comبر گرفته شده از پایگاه اطلاع رسانی استاد کریم محمود حقیقی/

 


گرفتاری مردم زمانه از پریشانی است
ساعت ٦:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٦/۱٥   کلمات کلیدی: شیخ اکبر محی الدین عربی ،استاد کریم محمود حقیقی ،عارف کامل ایت الله انصاری هدانی ،استاد کریم محمود حقیقی شاگرد ایت الله نجابت

گرفتاری مردم زمانه از پریشانی است و این
پریشانی مربوط به پریشانی دل است و پریشانی دل مربوط به پریشانی دلبرها، دلبری زن،
دلبری شوهر، دلبری فرزند، دلبری خانه، دلبری اتومبیل، دلبری پست و مقام و دلبری
 بقیه در ادامه مطلب....


آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی ایت الله سید علی قاضی ایت الله محمدجواد انصاری
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۸/۱٠   کلمات کلیدی: آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی ایت الله سید علی ،عکس ایت الله نجابت ره ،عکس آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی ایت الله سید

عکس در ادامه مطلب....


اسما وصفات
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٥/٢٧   کلمات کلیدی: اسما وصفات ،کلمه الله اسما وصفات ،اسما وصفاتخدا الله

# . هر اسم عیناً اسم دیگر است ، کریم ، رحیم است و رحیم حی است و حی عالِم است و کلّ عالم ظهور یک ذات بیش نیست و در نتیجه کل اسماء در اسم جلاله حق تعالی یعنی "الله" محومی شوند.           (عبادت عاشقانه ص169)
# . سبزه  خط تو  دیدیم  به صحرای  وجود                  به طلب کاری  این  مهرگیاه  آمده ایم
ای عزیز! این مهر گیاه اسماء و صفات اوست؛ مهر گیاه را به هر که می دادند عاشق می شد. اگرت بر این اسماء و صفات هم معرفت حاصل آمد دوستش داری و چون چندی از سر دوستی در آمدی عاشق می شوی؛ هدف را یافته ای، سعادت سرمدی را در آغوش کشیدی و از گلزار عالم شهود جز تجلی او نیافتی که فرمود حضرت امیرالمؤمنینMjN : « منزّه باد آن خداوندی که با آفرینش برای خلق متجلّی گشت.»     (ساغرسحر ص14)
# . اگر به گفتار قرآن معتقدی ما را عهدی و امانتی بوده است. امانت ، پذیرش ولایت الهی است از اسماء و صفات او که به امانت تو را داده اند؛ سوء استفاده نکنی و جز در آنجا که ولی تو را اذن داده  به کار نگیری.             (همان ص19)
# . ای دوست! خداوند غیور است و غیور را طاقت غیر نیست؛ تو با خدا چند محبوب دیگر در دل داری ؟! این رسم عاشق نیست بنگر تا چه فرماید: « بگو اگر پدران و فرزندانتان دوست داشتنی تر از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش می باشند کمی درنگ کنید تا امر خداوند در رسد.»                   (همان ص 104)
# . هر آنگاه دیدی از خلق و از خویش وحشت کنی اما دلت با حق بیارامد بدانکه انیس خدایی و در دعای جوشن خوانده ای «یا مونس کل انیس» آنجا که خداست به که انس گیری و کجاست که خدا نیست؟  (همان ص 119)
# . دیدار آن دارد که در سایه رحمت هر درخت، «رحیم» بیند و بر بخشش روزی هر نهال، «کریم» نگرد، در حرکت جویبار،« محیی» شناسد و بر وزش نسیم،« یا مرسل الرّیاح» بر زبان آرد. بر جمال گل به یاد «جمیل» افتد. بر خنده غنچه « یا من هو اضحک» سراید و بر گریه ژاله « یا من هو ابکی» گوید. ( تخلی ص24)
# . این جهان جلوه گاه محبوب است. هر چه بینی اسماء و صفات و
 افعال او بینی. کدام جاهل است که دل در گرو این همه آثار ننهد و این جهان را دوست ندارد. چون سپیده بر جیب افق لبخند زند از« یا من هو اضحک» گوید. و چون ابر بر دامان زمین گرید از « یا من هو ابکی»  دم زند. وقتی گندم ها خوشه می آورند با تو از « یا جواد لا یبخل» گویند. زمانی که سر بر آسمان می کنی آسمانت « یا عظیماً لا یوصف » خواند. و چون به عظمت کهکشان بیندیشی « یا کبیر لا یصغر» شنوی. سایه های نوازشگر درختان در دمای تابستان با تو « یا من لطفه ظاهر» گویند. اوراق فرسوده تاریخ با زبان عبرت آموزش « یا من ملکه قدیم» آموزد.   ( تزکی ص56)


سکوت
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٥/۱۳   کلمات کلیدی: سکوت خدا ،خلوت جلوت سکوت ،بهترین کار سکوت کردن ،دستور سیر و سلوکی سکوت

# . یکی را که مدت ها در سکوتی عمیق فرو رفته بود گفتم چه چیز تو را مشغول داشته؟ گفت حق؛ و سپس این آیت را خواند:« ذلک بانّ الله هوالحق و انّ ما یدعون من دونه الباطل»( عبادت عاشقانه ص94)
# . خاموشی آن نیست که به فکر و غصّه دنیا فرو روی یا در حسد جاه و مال دیگران باشی ، بل آن خموشی و سکوتی که به قلب و جان خویش بنگری و آن را از غفلت و عدم رضایت باز داری و آنچه در هر لحظه از فیوضات ربّت می رسد نظاره گر باشی و آمیزش کمتر تا از آفات زمانه نیز در امان مانی .(ساغرسحرص188)
# . اگر اندیشیده سخن گویی ، گفتار خواه و ناخواه کوتاه شود که خوبان کم گویند و گزیده و از اندکشان جهان پر. تو نیز اگر خواهی با ایشان باشی :  کم گوی  و گزیده  گوی چون  در                تا  ز  اندک  تو  جهان  شود   پر                                      
                                                                                                                                                                                                                                   (تحلی 2ص24)
# . بسااز جمله ای که در جمعی گفتی و روزها سرگرم مانی و از فراغت باز ایستی. بسا از گفتنی صد شنفتن یابی. بسا از کلامی هزار پیام شنوی. بسا از گشایش بحثی جمعی را به جنجال کشی. لب بر هم نه و از هزار فتنه در امان مان !(همان ص25)
# . اگر این عادت بر تو مستولی شده که دهانت بدون اذن قلبت به سخن پردازد، گوش دار تا نسخه ای نویسم! این عادت از زبان باز گیر و تا ملولش نیابی عادتی دیگر بدو آموز. عادتش ده مادام به ذکر مشغول شود که این عضله سرخ روی، با همه چالاکیش، به دو کار نتواند پرداخت.(همان ص26)
# . در حضور عالم و عارف تا خاموش و ساکت نباشی ، بهره نبری و همه این خاموشی ها وسیله ای بود تا تو را در حضور محبوب برد. آنجا که حضور و شهود بر تو ظاهر شود خواه و ناخواه خاموش شوی که این مقام مقام هیبت است. (همان ص27)
# . باش که ادب سکوت را نه تنها در ظاهر که در باطن نیز رعایت کنی که بسا در بیرون اهل سکوتی و در درون یک دنیا جنجال داری. در جنجال بیرون، به خلوت درون  توان آمد؛ ولی در غوغای درون  به کجا پناه بری؟ (همان ص27)
# . بسیار مواهب که در خاموشی به دست آید. ذکر خفی و توجه قلب و ادب حضور و استفاده از محضر بزرگان و تفکر و انس همه و همه در خاموشی باشد.(تزکی ص155)
# . آنجا که بزرگ و عارفی از کلام خویش فیض بخشد آنجا فیضان رحمت است و سخن گفتن تو آنجا زحمت. باش تا سفره دلت را در چنین رحمت گسترده نگه داری تا عمری از نعمت بهره بر گیری. (همان ص156)
# . هر سخن که در آن نه فایده آخرت بود و نه دنیا آن گفته لغو بود و تا لب از این گونه سخنان نبندی انوار معرفت در دل تو ظاهر نشود.(همان ص156)


تفکر
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٥/۱۳   کلمات کلیدی: تفکرکردن ،تفکر ساعه خیر من عباده سبعین سنه ،خوش ژرف اندیشان ،یاد خدا آدمی را مشغول می کن

 خوش ژرف اندیشان را، خوش عبرت گیرندگان را و خوش متفکران را ، بدا آن مردمان یخ زده و پوچ گرا که نه دردی دارند و نه طلبی.( ساغرسحر ص80)
# . ژرف اندیشی نگریستن در ملکوت است تا از آن تو را پایه شود بر بام خدا رفتن.( تخلی ص28)
# . یاد خدا آدمی را مشغول می کند چنان که در همه حال دست از آن برندارد. این یاد به اندیشه در آفرینش جهان هستی اش می کشاند. در آن اندیشه ، این معنی را می یابد که این دستگاه عظیم به بازی و بازیچه و باطل آفریده نشده. فقری که در عالم هستی می بیند میداند که ذات واجب از هر فقر و نیاز و عیب بری است و سپس جلوه جلال این ذات در نظر او تجسّم یافته و ترس و خشوع سراپای وجودش را فرا می گیرد. همه این فقرات ، نردبان عروج است. ( تحلی ص118)
# . هر کلمه از عالم تکوین غنچه نا شکفته است. با تفکر در آن دم ، تا در هر غنچه هزار دفتر گلبرگ واپس رود  و عطر جان پرورش جانت را نوازش دهد. ( تحلی ص 119)
# . ای عزیز ! همه در چاه طبیعت گرفتار و آرزوی دیدار داریم. رسنی از تفکر و اندیشه بر چاه درآویختند. چنگ در رسن زن و از عالم ملک و طبیعت ، به سوی عالم امر و ملکوت خویش بالا کش. یوسف حسنی سلطنت در انتظار توست. ( تحلی ص 122)
# . « تفکر ساعه خیر من عباده سبعین سنه»« اندیشه ساعتی ، از عبادت هفتاد سال ارزشمند تر است» آن تفکر است که با پای اندیشه به حقیقت اشیاء و خالق جهان هستی ره جویی و به سوی اسماء و صفاتش ره پویی. ( تحلی ص123)
# . به یاد ار هر یک از اندامت در یاری به حیات تو چه ها می کنند. چشم بر هم نه و از اطاق به صحن منزل رو تا ببینی یاری چشم را . ساعتی دست در گردن بند تا یاری دست دریابی. چند قدم یک پای رو تا قدر پای بدانی . براندیش تا خدایت تا چه حد تو را دوست دارد. با داشتن این حبیب ، عشق با که داری؟ و از که جویی یاری؟ که یار اوست و یاری از تو. اینها اندیشه جان بخش است تا مدد بر اندوخته معرفتت شود. ( تحلی ص 123)


روزه وماه مبارک رمضان
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٤/۳٠   کلمات کلیدی: اعمال ماه مبارک ،اعمال عرف در ماه مبارک رمضان ،سلوک ماه رمضان استاد حقیقی ایت الله انصاری همدانی ،ایت الله نجابت شیخ حسنعلی تجابت شیرازی ماه رمضان

. از جمله تمایلات نفس ، تن پروری و شکم خواری است. و از جمله صفات محبوب تو بی نیازی است؛ که نه می خورد و نه می آشامد. تو هرچه از خوراک کم نمایی بانفس مجادله کرده باشی و با صفات او نزدیک؛ واین گرسنگی تو را  بس نور دهد که درک حقایق و کشف معارف علمی است، که در دفتر نباشد و جز دل منوّر آن را نیابد. (تحلی   1 ص201)

# . در روزه برنامه تو برنامه فرشتگان است که با نور عبادت زیست کنند و خود به جملگی نورانی باشند. تو با روزه از تمنیّات نفس چون خوردن و آشامیدن و شهوت راندن کناره گزینی، و زین روی با عالم مجردات و ملکوت اعلی نزدیک گردی.(همان ص202)

# . از تن در راه خدای با کم کردن آن به وسیله گرسنگی انفاق نما؛ که هر چند از تن انفاق کنی از عالم جان مضاعف یابی؛ و چون روزه داشتی ، قبل از غروب دست به دعا بردار و قرب و لقاء دوست هم از او بخواه که پیامبرش (ص) فرمود: « الصّائم لا تردّ دعوته» «دعای روزه دار رد نشود.»( همان ص202)

# . برتو باد ای عزیز که علاوه بر روزه واجب رمضان ، ایّام مستحبی را اگر توانی روزه بداری؛ و اگر توفیق حاصل آمد بر آن ایّام ، هفته ای یک روز به کار، روزه بودن را بیفزایی. و چنان دان که آیین رسول خدا(ص) آن بود که یک روز ، روزه می گشاد و روز دیگر را روزه می داشت. (همان ص204)


ذکر
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٦   کلمات کلیدی: نحوه ذکر گفتن از زبان اولیا وبزرگان ،ذکر ایتالله قاضی ایت الله انصاری ایت الله نجابت ای ،لیلی ومجنون ذکر استاد کریم محمود حقیقی ،تاثیرات ذکر عششق به ذکر زیاد ذکر گفتن تسبیح صلوات

  در بستان
سرای دل با یادش صدلاله نشان، تا درونت لاله زار گردد؛ غفلت خار مغیلان است؛ مباد
جان را با آن کویر کنی.      
(عبادت عاشقانه ص45)

#در
فراز اول این دعا :«الهی و الهمنی ولها بذکرک الی ذکرک» چه می بینی؟ شیدایی و
حیرانی در یاد خدا چیست؟ بدواَ عرض کنم که به حسابی آندم که تو یاد او کنی قبلاَ
او تو را یاد کرده گاه «اذکرونی اذکرکم » گفته می شود ولی همی دان که تا او یاد تو
نکند تو یاد او نخواهی کرد.   
(همان ص50)

#این
نگار شیرین یادش هم شیرین است «یا من ذکره حلو» ای آنکه یادت بس شیرین است، دیده
ای که گرسنه با اسم غذای لذیذ بزاق دهانش تراوش می کند، آنکه دلداده اوست نام
محبوب هم برایش شیرین است.       
(همان ص51)

#در
آغاز سالک از محبوب جز نام چیزی در دست ندارد، تا با نام عشق نورزی به مسمّی نرسی،
این آغازین قدم است.          
(همان ص52)

#لیلی
به راستی که برای مجنون زیباترین لغت و برای تو ای دلداده، الله، الله چه نام
شیرینی است.           
(همان ص52)

#ای
عزیز به لجّه دریای ذکرحق آنگاه رسی که ماسوی الله را از یاد برده باشی. ندیدی که
فرمود :«واذکر ربّک اذا نسیت»
یعنی آن
زمان که همه چیز را در فراموشی پشت سرانداختی خدای را یاد کن
.                                        
 (همان ص
94)

 

#جان
آدمی تشنه است، این تشنگی را با آن عجین کردند ،زمانی سیراب می شود که مطلوب خویش
را بیابد :« الا بذکر الله تطمئن القلوب »       
(همان ص110)

#چون
ملک دل تسخیر حضرت معشوق شد، جانت متعلق به او و تنت در کوی و برزن است ،دل سودای
او دارد و تن در بازار به سوداگری «رجال لا تلهیهم  تجاره و لا بیع عن ذکر الله»      
(همان ص169)

 

#دلها
شنوا نیستند در سایه ذکر حق شنوا می شوند، چشم دل باز نیست، در سایه یاد حق بینا می
گردد. دل توسنی وحشی است در اثر یاد حق رام می شود و چون رام شد مهبط نجوای ملکوت   می گردد و خداوند با چنین صاحبدل سخن می گوید و
نور معرفت برآن می تابد
.           (ساغرسحرص62)

 

#دانی
که عبادات همه حصر ومرز دارند روزه را رمضان گذاشتند و نماز را هفده رکعت تعیین
کردند و حج را به ذیحجّه مقرّر داشته اند اما برای یاد و ذکر حدّی تعیین ننمودند، گفته
اند زیاد و هر چه بیشتر بهتر. فرموده اند :«ای گروندگان خدا را زیاد یاد کنید و
تسبیح گویید او را هر بامداد و شامگاه».          
(همان ص67)

 

 

#عزیزا!
هر چه بیشتر در دل جایگزین باشد محبوب شخص هم اوست. در خبر آمده که نام هر چیز بر
زبان شخص بیشتر آید، آن را از همه چیز بیشتر دوست دارد، ندیدی گروهی را که از جنس
و خرید و فروش و چک و حواله و سفته بیش از همه چیز دم زنند، چرا که رجوع این لغت
ها همه با پول است و پول محبوب ایشان.         
 
(همان ص71)

 

#عقربک
قطب نما را دیده ای؟ هر چند آنرا بچرخانی، می چرخد امّا تا آرامش یافت رویش به طرف
شمال است. دل مؤمن زیر و رو می شود؛ در معرض حوادث قرار می گیرد ولی تا رجوع به
خود کرد در کنف حمایت یاد پروردگارش قرار می گیرد. در سختی ها پناه به او، در خوشی
سپاس از او، خواه پشه ای ناتوان و خواه پیل دمان اگرش حمله آورند، پناه گاهی جز
ساحت قرب او نمی یابد.            
(همان ص72)

 

#نپنداری
که ذکر فقط ویژه زبان است بدان که با گوش و چشم هم می توان یاد خدا کرد؛ چون به
آیات قرآن یا سخنی از اولیاء گوش فرا دهی، چون با چشم عبرت بین به صحنه ای نگاه
کنی و چون با تشکر از خوراک لذیذی استقبال نمایی همه و همه در یاد خدا باشی .              
(همان ص74)

 

#هر
آنگاه تو به یاد پروردگارت افتادی در همان حال بدان که او تو را  یاد کرد که ورود به این ساحت بی اذن او امکان
ندارد؛ زبان گویا از او، جان از او و یاد نخستین از او و درگشایی از اوست .          
(همان ص75)

 

#جان
همچون تن نیاز به تقویت دارد؛ خوراک جان نور ذکر است. اگر این نور بدو نرسد همچون
گیاهی است در سایه پرورده نه گل دهد نه میوه، لبّ به معنی توپر است الواالالباب به
معنی صاحب خردان، انسانهای مغزدار انسانهای توپر. خداوند اهل ذکر را الواالالباب
میخواند .
           (همان ص79)

 

#
چون با
یاد قلبت گلزار شد شمیم عطرآگین آن جوارح و احساس و در نتیجه افعال تو را در بر می
گیرد؛ از سخنت، از کردارت بوی جان و از جانت بوی بهشت آید .           
(همان ص85)

 

#چون
یاد از دل رخت بربست مرگ دل فرا رسد. آن مرگی که حتّی خداوند به پیامبرش (
2 )
فرماید: تو هم نمی توانی این دل مردگان را دیگر حیات بخشی .           
(همان ص87)

 

#ذکر
و محبت قرین یکدیگرند. از ذکر، محبّت زاید و این ذکر، ذکر با اراده بود؛ وچون محبّت
آمد و خورشید عشق طالع گشت، خواه بخواهی و خواه نخواهی یادش همیشه در دل بود.           
(تحلی 1ص145)

 

# . ای عزیز
دانی که شاهد به معنی حاضر بود و معشوق را نیز شاهد گفته اند. این از آن روست که
معشوق یک دم از دل عاشق جدا نیست؛ تا بدانجا رسد که در دل، ذکر برود و مذکور ماند
و بس.           
(همان ص145)

 

#تحصیل
محبت جز با یاد حاصل نیاید. ازدیاد یاد محبّت زاید؛ به ویژه که این یاد در میان
محب و محبوب متقابل بود.             
(همان ص145)

 

#
نماز را
رکعاتی چند است و روزه را ایّامی معدود و حج 
را به سالی

یک بار. چه دانی که محبوب آنچه بیشتر پسندد
بیشتر خواهد و در

ذکر فرمود کثیر خواهم.            (همان ص148)

 

# .  تا خدا بنده را یاد
نکند، بر حریم یادش ننشیند؛ وتا او تو را نخواند، بر خوان نعمت ذکرش ننشینی.این
جذبه و دعوت از او بود که شرف منّت بر سرت نهاد و بر گلستان پر الوان یادش بار
داد. باش که با خضوع از این گلستان بار خوری و یار بینی و دلدار جویی که هر چند
عاشق، دلدار جوست ولی هر یادی دعوتی از اوست.                                                
(همان ص149)

# .  هنگام یاد آنچنان باش
که همه ملک دل را سلطان یاد فرا گیرد و از حریم قلب جز او را بیرون کن و از هر چه
در دل آید ببر.    
(همان ص150)

 

# .  هر چند توانی یاد را در
دل خود زنده دار؛ که بر گلزار دل عارفان، یاد خدا همچون جویبار است ؛ و دل غافلان
همچون کویر که قطره آبی در آن نبینی.         
 
(همان ص151)

 

# .  همی دان که در درون
آدمی بیش از یک اندیشه در یک زمان نگنجد. اگر اندیشه و یاد خدا آمد ، هر چه جز
اوست رخت بربندد؛ « جاء الحق و زهق الباطل» چون در سرای دل پیاده شود، دل برای
وصال حق آماده شود و اگر یادش از دل رود، باطل در آید.    
(همان ص153)

 

# .  تو دانی که بدن غذا
لازم دارد و تو آنرا در می یابی به اوقاتی معین اگر چه هر دم توانی با لقمه ای به
بدن غذا رسانی. جانت نیز با یاد خدا توان گیرد. معده را گاه و بی گاه پر کردن آسیب
رساند ولی

دل را هر چه یاد بیشتر رسانی نوری
تازه گیرد
.          (همان ص159)

 

# .  همیشه گلستان دل را با
جویبار ذکر با طراوت دار که باغ بی آب شادابی ندارد
.        (همان ص162)

# .  نخست جای خلوت گزین؛ عطر
استعمال کن. وضو از ضروریات ذکر است. روی با قبله دار. دو زانو با خضوع و فقر آرام
گیر. دمی جاروب دل کن؛ آن جاروب که خدایت در عظیم ترین ذکر خود به

دست تو داد ؛ جاروب، جاروب
«لا»  است
.             (همان ص164)

 

#
. چندی در محضر عارف بزرگوار آیه الله آقا شیخ محمدجواد
انصاری همدانی
M6N شرف
حضور یافتم نوعاً در جلسات ایشان یک بند از دعای جوشن با تأنّی خوانده می شد و همه
سرخوش به نام محبوب می شدند و مدت ها جلسه در خلسه و سکوت می گذشت. هنوزم آن لذت
ها در کام جان است وچونم یاد آید در حسرتش آب در دهانم گرد آید.         
(عبادت عاشقانه ص168)

 

 

 


سیر وسلوک الی الله
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٦   کلمات کلیدی: سیر وسلوک الی الله ،بندگی خدا روشسیر وسلوک الی الله ،نحوهسیر وسلوک الی الله ،ایت الله انصاری بهجت نجابت استاد کریم محمود حقیقی

در حرمسرای دل سالک جز خدا جای ندارد. دل
حرم انس حق است حال هرچه وابسته به خداست با خدا در این حرم وارد می شوند،
وابستگان به حق به عبارتی اذن دخول دارند و بیگانگان را در آن راهی نیست.(عبادت
عاشقانه ص110)

#
. سالک جز به محبوب ننگرد و جز او نبیند و تعبّد و بندگی و استقامتش در او حصر
یابد و قرائت « ایاک نعبد و ایاک نستعین » در حق او تحقق یابد و سر سوزنی از خود
نبیند که اینجا همه فقر و نکبت و حجاب و درماندگی است و آنجا همه غنا و نور و جمال
و جلال است.(همان ص287)

#
. اسب عصاّری را دیده ای هر صبح چشمش بربندند و تا غروب به حرکت آورند ساعت ها
می رود و بسا که پندارد بر چراگاهی سبز و خرّم اندر آید. در شام که چشمش گشایند به
ناگاه بیند که افسوس که بعد از این همه رفتن همانجا که بود هست با این تفاوت که آن
جایگه که بود صبحی روشن داشت و هم اکنون شامی تیره. مباد که این سرنوشت ما را ماند
که در تیره دخمه گور چشم باز شود و تیره روز تر از آغاز کار خود بینیم! (تخلّی
ص95)

#
. چند خواهی که چون لنگر ساعت آمد و شد کنی همچون عقربه باش که هیچ وقت به عقب
باز نگردد. این راه نه راه بازی که راه سربازی است. (همان ص137)

#
. اگراستقامت نبود هیچ مقام نبود و تو همچون بیدی که به هر باد بلرزی و به مانند
آن کاهی که با هر خاشاک همی روی. این راه کوهمردان خواهد نه کاه صفتان. (همان
ص140)

#
. راه دراز را با پای لنگ نتوان رفت.پای افزار محکم بند و قدم استوار نه و به
سرعت بیفزا تا گذشته جبران گردد و خامی ها پخته شود و غفلت ها معرفت. ای عزیزً!
داروی غفلت یاد مرگ است. (همان ص149

#
. تو اگر کار و سخن و راه و رسم خویش همه نیکو دیدی به راه نفسی و اگر با خود سر
ستیزه داری و عیب خود بینی و نقص خود جویی در راه مجاهدت باشی. (همان ص186)

 

#
. ای عزیز! سرد و یخ کرده ، رنجور و دل مرده ، لنگ لنگان و افسرده این راه نتوان
رفت؛ گرمی خواهد و شدّت ، از خود گذشتن و حدّت ، پروانه صفت بر آتش باید شدن و
منصور وار بر دار و دانی که این طریق رهروی جز در سایه عشق نروی؛ محبّت خواهد تا
زهر ها نوش شود و زخم ها مرهم.(تحلی 1ص145)

 

#
. اگر در معرفت بر تو گشوده شود ، دانی که هر چند این فرج دیرتر رسد، سالک کامل
تر شود . چه اگر فرجی در آغاز رسید، رهرو به خاطر آن دیدار ره رود نه رضای محبوب؛
و امید کمالش کمتر. و هر چند بی فرج ره روی ، نشان سلوک در تو بیش بود.(تحلی
2ص107)

#
. بایاد او یادت کنند بایاری دین او یاریت نمایند با عبادت او بهشتت دهند و با
عشق او خودش را داری تا چه همّت داشته باشی.(عبادت عاشقانه ص181)  

#
. بکوش تا روی از راه نپیچی. کند رفتن عیب نیست برگشتن ننگ است.(تخلی ص119)


← صفحه بعد