درد و درمان از اوست
سوالات خود را در نظرات بپرسید
نویسنده: درد و درمان ازاوست - سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩۱

. میعاد گاه عاشق سحر است، وقت ملاقات سحر، آنگاه که خلایق همه در خوابند و شهر را غوغا خفته، ستارگان به نظاره شب خیزان و شب خیزان روی در آسمان، آنگاه که زبان سالکان خاموش ولی در درون صد جوش دارند.          ( ساغرسحرص127)

دور است عشق از جان آنان که سحر در بستر می مانند، گر ادعای عاشقی داری سحر را از یاد نمی بری و از ابتدای شب خود را برای بیداری سحر آماده می سازی ممکن است نفس با تو در جنگ و ستیز آید، سلوک همه مراقبه و مجاهده است اینجا میدان ستیز است اگر می خواهی نفس را تربیت کنی بسم الله.          (همان ص128)  

# . اگر شبی را در جشن و سروری با دوستان و آشنایان تا نیمه بگذرانی و به غفلت سرآری نفس از استراحت و خواب با تو دم نزندو حتی وعده دهد که شبی خوش و سروری شادمانه در پیش است ولی اگر اراده کردی که ساعتی از شب را در یاد خدا بنشینی و از بستر به در آیی، زبان بگشاید و از درون وسوسه سرآرد که بنده خدا تو را استراحت لازم است؛ چون تو روز را در کسب معاش و شب را در طلب آخرت بسر بری پس ای بدبخت کی استراحت کنی؛ فردا مریض می شوی بر خود ستم مکن.      (همان ص128)   

گویی خدا را دوست دارم، در مقام ادعا همه قهرمانیم ولی در عمل همه ناتوان، عاشقی را گویند که محبوب در گشاده، بار داده و تو را در انتظار است، اما تو برای دیدار و ملاقات صدناز داری؛ ناز معشوق نازنین است ولی ناز عاشق خریداری ندارد.    (همان ص130)

 اگر عشق تقرب به ساحت حق تعالی داری چه سان توانی از این وسیله قرب صرف نظر کنی؟ خاصّتاً که وصول به مقام محمودرا برای حبیبش در سایه تهجد ونماز شب می داند. (همان ص134)

 نازم آن دل شده ای را که پشت با خلق و روی با حق دارد؛ دل به دلبر و جان به جانان داده آنگاه که چشمان همه خفته، دیده او بیدار و در انتظار، آنگاه که زبان همه درکام های بدبو آرمیده کام اوباذکر، عطرآگین است.                                                (همان ص 135)

# . رازیست مرا با شب و رازیست عجب                           شب داند و من دانم ومن دانم و شب

 آنکه این راز داند ، روی از او باز نگیرد و آنکه این انس یافت دیگرش با هیچ کس انس نبود؛ غم او به هزار شادی ارزد، حزن او حزن سبز است و انس با او روح و راحت است.       (همان ص 137)

# . سحر چه لغت زیبایی، سحر عروس اوقات است ، سحر شاه گل ساعات است ، سحر وقت مناجات است ، سحر ساعت در گشایی است، سحر نصف النهار جلوه وصال است. خوبان از آن دم که سپیده دم را دم فرو بندد در انتظار شب اند و چون شب در آید در انتظار سحر.       (همان ص146)

# . هر آن دری که روی اولیاء حق و بندگان صالحش باز شد در سحر و از برکت تهجد و نماز شب بود.      (همان ص 146)

 مستان عشق همه شب خمار ساغر سحراند، اگر شبی درد آلود کشند، سحری دیگر صهبای صافشان دهند. آن صهبا که ساقی آن محبوب ازلی است و چون در کشی از همه جز خدا خالی شوی.       (همان ص 151)

آینه چون مقابل ظلمت باشد بی فروغ است و زمانی که روبروی خورشید قرار گرفت، خود خورشید می شود. خواهی رخسارت از چنین نوری برخوردار باشد که هم خود نورانی باشی و هم به دیگران نور بخشی کنی شب را به عبادت حق تعالی از بستر به در آی. نه یک شب ، نه یک ماه که بر این کار خویشتن را عادت ده.       (همان ص158)

بر ملکوت رسد آهی که شب هنگام از سینه دردمندی خیزد؛ خوشا اشکی که سحرگاه چشم گنهکاری را شوید. خوش آن ناله که از دل جانسوزی برآید. در بازار شب متاع پررونق این هاست.           (همان ص 159)

به جان عزیزت سوگند که نبوده است هیچ پیامبری و ولیّ خدایی جز اینکه هر چه داشته از برکت شب خیزی بوده . و وصل هر صاحب وصلتی، و قرب هر مقرّبی و لقای هر صاحب لقایی در سحر بوده.          ( تحلی ص123)

 آن قدح باده که شب دهند جاودانه مستیت بخشد! و آن حیاتی که بر جانت رسد از نو هستی ات بخشد. (همان ص125)

سحر دعوت از خواص است و هر بی سرو پا را در این بزم ره نیست. اگر توفیقی تو را دست می دهد خدا را شکر گزار که توفیقت دادند چون سر آمرزشت دارند.    (همان ص127)

 آن را که سر راز و نیاز عاشقانه سحر است، شب را با شکم انباشته خوابیدن توفیق حاصل نشود.        (همان ص197)

 

نویسنده: درد و درمان ازاوست - سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩۱

آن بنده خدا که به توحید حق یقین داشت و دانست که جز دست حق درکار عالم کارگر نیست و آنهم دست عالم مهربانست به مقدرات راضی است و می داند در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست ؛ طبعا در این یقین جانش می آرامد و تشویش از خاطرش میرود.

(ساغر سحر ص187 )

نویسنده: درد و درمان ازاوست - پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠

این جملات از کتابه های عارف کامل استاد کریم محمود حقیقی جمع اوری شده وبرای دوستاران خدا گذاشته شده انشا الله راه گشاه باشد ودعا گو باشید:

((ریا)):

ریا نوعی شرک است و آن این است که میل کنی عمل خوب تو را دیگران ببینند و بر این میل عمل نمایی یا در نزد کسی گویی یا در جریده نگاری، چون در خلوت نماز کنی گونه ای بود و چون درحضورخوانی گونه ای.                                                                                                 ( تزکی ص81)

 درمان:

برای معالجه این درد بیندیش که آن روز که از دنیا می روی کدام یک از خلایق در کار تو مؤثّراند؟ اگر با دامنی پاک بر خدا وارد شوی گو همه خلایق دشمن باشند و اگر آلوده بر خداوند خویش در آیی ولو همه دوستان صمیمی، چه توانند کرد؟  ( همان ص82)

 

  آدمی خواهد که در نزد همه محبوب باشد، همه نامش برند و نیکش دانند ناچار به ریا پردازد ولی چنان دان که مردم یکی دوبار به فریب تو پی نبرند دیری نپاید که تو را آنگونه دانند که هستی. ولی اگر کارت به قصد رضای خدا شد ، خداوند در همین جهان هم تو را محترم کند و رفعت بخشد.          ( همان ص 83)

 به چه زیباست:

ای عزیز! مردم را هر یک سلیقه ای است تو چگونه توانی به مزاج همه ره روی و کار کنی؟ در نتیجه در هر روز راهی روی  و روی سویی کنی. به هر بادی چون بیدی بلرزی و با هر نسیمی چون کاهی بلغزی. روی سوی حق آر تا از کاهی به کوهی رسی و از لغزش به ثبات در آیی و چون کاری نیک کنی بکوش تا در سر حد امکان پنهان باشد و پنهان ماند.                ( همان ص 83)

نویسنده: درد و درمان ازاوست - پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠

این جملات از کتابه های عارف کامل استاد کریم محمود حقیقی جمع اوری شده وبرای دوستاران خدا گذاشته شده انشا الله راه گشاه باشد ودعا گو باشید:

1- از کینه گناهان دیگر زاید که یکی ظلم است، اگر دستش رسد بر مغضوب ستم روا دارد و در گناهی بس عظیم تر آید. و اگر دستش نرسد خود سوزد و خود خورد و خود رنجاند.            (تزکی ص113)

2- جانا چه پنداری ندانی که از کبریت افروخته ای ممکن است خانه ای بسوزد و از بذر گلیتوان گلعذاری رویانی. داس محبت بردار و ریشه حقد و کینه از دل بر چین و بذر دوستی افشان تا جانت با گل و ریحان بیاراید نه با خار و مغیلان بیازارد.           (همان ص114)

3- اگر قصد تخلی دل از ذمائم داری کمر بر بند و با هر کس کینه داری از دل بزدای و به دوستی و یاری اش شتاب و او را در آغوش گیر و پیشانیش ببوس و از او طلب مغفرت کن سپس در دل نگر و آثار گل و ریحان باز بین.     

(همان ص114)

4-در مذبح گوسفندان به صف ایستاده گاه دیده ای که با یکدیگر در آویزند و شاخ به شاخ نهند. از ذبح بی خبر در هم افتند. اینان گوسفندان اند آدمی را چه شود که در چنگال مرگ اسیر به جان همگان افتد و بر ایشان کینه توزد؟

گوسفندی برد این گرگ مزور همه روز        گوسفندان دگر خیره بر او می نگرند.   (سعدی)          

  (همان ص115)

5- کینه مار زخم خورده است در حفره سینه آشیان دارد آن را بیرون انداز که قبل از دشمن صاحب سینه را زخم زند.          (همان ص 117)

درمان ها:

ای عزیز! از گذشت زمانه بیندیش من که باشم؟ تو که باشی؟ گیرم در حق تو کوتاهی شده با تو ستم کردند. تو نیزمی خواهی ستم روا داری؟ از بدان بدی زاید از تو نیز بدی آید؟ در این موازنه تو را چه افزاید؟ تو از نوریان باش بگذار تا ناریان هر چه خواهند کنند.             (همان ص 116)

#چون سرکه طبعان در تو آمیختند تو انگبین خوی باش تا صفرای خشم ببری و گرمی غضب فرو نشانی.     (همان ص116)

#دانی که گاهی سلامی، زمانی کلامی، خواندن به نامی، روی آوردن به گامی آتش کینه ببرد و نسیم محبت بوزاند. به دیدن مغضوب یا محسود رو با او سلامی کن هدیه ای با خود ببر . براو لبخند زن سپس که برخاستی بر قبل خود نگر تا ببینی در آن چه نار بود و هم اکنون چه نور.                                              (همان ص116)




نویسنده: درد و درمان ازاوست - چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠

به نام خدا

جملات دلبر استاد حقیقی در موضوع محبت 

وه چه عیسی دم ، عشق جانان بود     جاودانم نمود و جان بخشید

آنچه از حضرتش طلب کردم       همه در عشق بود و آن بخشید

حضرت استادکریم محمود حقیقی

-1عالم کثرت همچون آشفته گیسویی وجه نگار را پوشانیده ،ازاین گیسوسالک طریق نوروجه میطلبد،باتار،تارآن عشق می ورزد تا روزی نسیمی ازنفحات رحمانی بروزد،گیسوان وا پس رود و گوشه ای از آن وجه نمایان گردد.

2-آنچه برای سالک ضروری است و کل عرفان همان است معرفت اسماء است . این معرفت دسترسی به وصال محبوب است تا بدانجا که هرکجا رو آوری اورابینی و شور و نشاط عشق همراه با قرب محبوب برایت حاصل آید.

-ای عزیز: خداوند غیوراست، غیور آن را گویند که تاب غیرش نیست ، در دل دوستان تاب غیر را ندارد کار حب چنین است.

4-نازم آن محبوب که از فرط غیرت خواهد که دوستانش جزبه او ننگرند. ای عزیز: خدابرای دوستانش عالم را آینه خانه جمال خود نمود تا به هر جا که بنگرند چشم از او باز ندارند .

5-عشق خداوند با جانت عجین است،چرا که روح تو خدایی است همه از اوییم ، آرامش اگر خواهی خدایی شو، روی به حق آور که جز اورا اصالتی نیست.

بقیه در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب ...
مطالب قدیمی تر »
درد و درمان  ازاوست
به پایگاه اطلاع رسانی دردو درمان از اوست خوش امدید این وبلاگ مطلق به تمام دوست دران الهی می باشد وبرای درمان روح انسانی از زبان استاد کریم محمود حقیقی می پردازد زیرا دیدیم بسیاری از وبلاگ ها به زندگی نامه پرداخته اند وبعضی دیگر به کرامات گفتم که کاین مشکل گشای این راه نیست خدا توفیق داد درمان مشکلات راه را برای جوانان گذاشتم بادادن نظر مارادر انجام وظیفه مان راهنمایی کنید. باتشکر
کدهای اضافی کاربر :


free counters سایت تبادل لینک خودکار بانک صوت و فیلم مذهبی
دلسوختگان خدا